چهارشنبه, 13 مرداد 1395 ساعت 02:53

حرارت نفس

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

حرارت نفست را بریز روی تنم

 

که شعله شعله جهنم ببارد از دهنم

 

 

 

پرنده ای است تنم در قفس که منتظر است

 

مگر که باز کنی دکمه های پیرهنم

 

 

 

من و تو پنجه به پنجه ولی من از آغاز

 

شکست خورده ی در این نبرد تن به تنم

 

 

 

گرفته ام سرطان جنون بخاطر تو

 

بگو که رگ به رگ زندگی ام را بزنم؟!

 

 

 

جهان برای من آیینه ای برابر توست

 

تو را چگونه نبینم؟ چطور دل بکنم؟

 

 

 

تو پایتخت تمام جهان برای منی

 

اگر که مثل پرستو رها و بی وطنم

 

 

 

تو را نمی برم از یاد بعد مردن خویش

 

به گور هم بروم باز با تو هم سخنم

 

 

 

و عطر و بوی لبت را شبیه شیشه ی عطر

 

هزار سال پس از مرگ می دهد کفنم

 

 


 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
بازدید 577 بار آخرین ویرایش در سه شنبه, 12 مرداد 1395 ساعت 22:24
محتوای بیشتر در این بخش: « شهر بم