جمعه, 26 شهریور 1395 ساعت 04:30

هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد

 هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد

 غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

 به گاهواره ی خالی اصغرم سوگند

 رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

 فرات بود و عطش بود و کودکان حرم

 خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد

 دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد

 همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد

 به دشت دختر و زنها برهنه پا و دوان

 بدون یاور و محرم ، نمی رود از یاد

 به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام

 بلاي شهر جهنم نمی رود از یاد

 به شهر شام ، به بزم یزید ، بین طشت

 سر شکسته و درهم نمی رود از یاد