چهارشنبه, 04 آذر 1394 ساعت 22:36

سرآغاز سرودنم با این غزل شروع شد!

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 شبی ز جاده ی چشمم عبور خواهد کرد

 مهی که در دل شب ها ظهور خواهد کرد

 طلوع می کند از سمت آسمان، نوری

 که چشم شب زده را غرق نور خواهد کرد

 وشهر غم زده را باقدوم پر مهرش

 پر از طراوت و جشن و سرور خواهد کرد

 دل مرا که اسیر حصار تنهایی است

 از این حصار چو پروانه دور خواهد کرد

 تمام دفتر عمرم به عشق او پر شد

 به این امید که آن را مرور خواهد کرد

 سوار اسب سپید و به دوش پرچم سبز

 یگانه منجی عالم ظهور خواهد کرد

                                  مرتضی سعیدی

بازدید 403 بار آخرین ویرایش در پنج شنبه, 05 آذر 1394 ساعت 22:52
محتوای بیشتر در این بخش: تقدیم به کسی که مثل هیچ کسی نیست! »