چهارشنبه, 04 آذر 1394 ساعت 22:38

تقدیم به کسی که مثل هیچ کسی نیست!

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 دلم برای تو لک می زند؛ بیا برگرد

بیاببین که نبودت چه بر سرم آورد

ببین که ثانیه ها پرسه می زند بی تو

به دور وسوسه ها مثل یک سگ ولگرد

آهای حضرت خورشید بی طلوع زمین

چقدر بی تو بسوزم در این جهنم سرد

به زیر پنجه ی وحشی این زمانه ی گرگ

نیامدی که ببینی چه می کشم از درد

بیا و یک سر سوزن به فکر این دل باش

به شانه های پریشان سری بزن ای مرد

و باز واژه ی حسرت گلوی شعرم را

دچار سرفه ی زخمی این غزل ها کرد

                                        مرتضی سعیدی

بازدید 443 بار آخرین ویرایش در پنج شنبه, 05 آذر 1394 ساعت 22:52