امام حسن عسگری (ع)

 تا كوچه‌های سامره مردی نجیب داشت

آری هوای شهر فقط بوی سیب داشت

شب‌ها كه در ترنّم سجاده می‌نشست

شب‌های عرش  حال و هوایی عجیب داشت

 تقدیمِ محضر تو هزاران سلام، کم

کعبه اگر کند به شما استلام، کم

آنقدر محترم شده‌ای که اگر کند

عالم به احترام وجودت قیام، کم

 .هرکه می خواهد که در سرها سری پیدا کند

پیش تو باید مدال نوکری پیدا می کند

یک حسن بس بود دراین خانواده که خدا

خواست تا ملکش کریم دیگری پیدا کند

 یا حبیب الباکین

به شوق امام حسن عسکری(ع)

یازده بار جهان گوشهء زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریهء باران کم نیست

 اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد

در خشک‌سالِ عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی‌کنم

کار مرا همین دل ویران درست کرد

 ای سامره‌ات قبله‌ی دل کعبه‌ی جان‌ها

ای سفره‌ی احسان تو پیوسته جهان‌ها

ای عبد خداوند و خداوندِ زمان‌ها

ای پایه‌ی قدر و شرفت فوق مکان‌ها

آگاه ز اسرار عیان‌ها و نهان‌ها

کوتاه به مدح تو و وصف تو زبان‌ها

******

 

 ای شرفت فوق ثنا گستری

داد خدایت به جهان برتری

شمس و قمر دور رخت مشتری

کرده زخلق دو جهان دلبری

خاک کف پات سر سروری

سیّدنا یا حسن العسکری

******