حرمله صبر کن این تیر تو عباس کش است....

                                                                        هر غضب جایی و هر تیر مکانی دارد!!

بس ﮐﻦ ﺭﺑﺎﺏ ﻧﯿﻤﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ

دﯾﮕﺮ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻧﯿﻤﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ

کم ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮ ﺑﻪ ﻧﯿﺰﻩ ، ﻋﻠﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ نده

گهوﺍﺭﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ نده

برپا شده است در دل من خیمه ی غمی

جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان

غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

نوکراصحاب علی هستم و در خانه ی او

میشود با کرم فاطمه جایم بدهید؟؟

 

به هوای سفری سوی نجف میمیرم

پر پرواز به ایوان طلایم بدهید

از تو من جز تو ندارم انتظار دیگری

هیچ آرامش ندارم در كنار ديگري

گاه چايي ريز هیات گه گداری روضه خوان

غير از اين دیگر ندارم کار و بارديگري

تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن

گیرم ای شاه کسی نیست...خودم نوکر تو

لحظه ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی

در سرم هست همان شوق علی اکبر تو

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد

آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد

 

مقصود از تکلم طور از تو گفتن است

موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد

 

عمریست که ما دست به دامان حسینیم

در مجلس روضه همه مهمان حسینیم

چون عشق حسین بن علی راه نجات است

پس تا به ابد مست و پریشان حسینیم

از عرش ، از میان حسینیهء خدا

آمد صدای نالهء « حی علی العزاء

جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد

گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا

گر که دل شکسته‏اى حسین را صدا بزن 

اگر ملول و خسته‏اى حسین را صدا بزن

 

در این بهار معرفت پرستوى بهارى‏ام 

اگر چه پر شکسته‏اى حسین را صدا بزن

 

صفحه1 از23